هنرهای شوپنهاور، شش کتاب تازه

این رسالات، آثار کوتاه و کاربردی فیلسوف هستند که در ادامۀ ایدۀ کتاب «هنر همیشه برحقبودن» نوشته شدهاند و هم زبانی سهل و ممتنع و شفاف دارند و هم ازنظر موضوعی در ردیف آثار حکمت عملی شوپنهاور دستهبندی میشوند.
کد خبر :
۷۸۱۸۲
بازدید :
۵۲۳۲

علی عبداللهی | «هنر رنجاندن»، «هنر رفتار با زنان»، «هنر خوشبختی»، «هنر خودشناسی»، «هنر زندهماندن» و «هنر حفظ آبرو»، شش جلد از رسالات کوتاه آرتور شوپنهاور، فیلسوف قرن نوزدهمی آلمان است که از زبان اصلی (آلمانی)، ترجمه و در نشر مرکز منتشر شدهاند.
این آثار خوشخوان و موضوعمدار، در مدت کوتاهی به بازچاپهای متعدد رسید و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت. این رسالات، آثار کوتاه و کاربردی فیلسوف هستند که در ادامۀ ایدۀ کتاب «هنر همیشه برحقبودن» نوشته شدهاند و هم زبانی سهل و ممتنع و شفاف دارند و هم ازنظر موضوعی در ردیف آثار حکمت عملی شوپنهاور دستهبندی میشوند.
در تاریخ فلسفه، شوپنهاور را فیلسوفی تندمزاج و بدبین و تکرو میدانند، کسی که تا حد زیادی برکنار از جریان اصلی تفکر در زمانۀ خود قلم میزند. او به روح زمانۀ خود نیز وقع چندانی نمیگذارد؛ درنتیجه، در زمانۀ اوج تاریخیگری ملهم از انقلاب فرانسه در تفکر و جنگهای اروپا و شکلگیری جنبشهای اجتماعی مارکسیستی و قوتگرفتن نهادهای دولتی و دانشگاهی در فلسفه، گونهای فلسفیدن منحصربهفرد را پی میگیرد.
در تاریخ فلسفه، شوپنهاور را فیلسوفی تندمزاج و بدبین و تکرو میدانند، کسی که تا حد زیادی برکنار از جریان اصلی تفکر در زمانۀ خود قلم میزند. او به روح زمانۀ خود نیز وقع چندانی نمیگذارد؛ درنتیجه، در زمانۀ اوج تاریخیگری ملهم از انقلاب فرانسه در تفکر و جنگهای اروپا و شکلگیری جنبشهای اجتماعی مارکسیستی و قوتگرفتن نهادهای دولتی و دانشگاهی در فلسفه، گونهای فلسفیدن منحصربهفرد را پی میگیرد.
اما در این میان، به کانت ارادتی خاص دارد و میتوان بهعبارتی، فیلسوفی کانتیمشرب خواندش. کانتگرایی که ضمن انتقاد توأم با ستایش از کانت، دامنۀ موضوعات استادش را از سمتوسوهای تازه وامیرسد، بسط میدهد و ژرفا میبخشد، و در زبان و بیان، و در عینیتبخشی به مفاهیم در وجه تفکر کاربردی تلاش فراوان به خرج میدهد.
این فیلسوف تکرو، در این تلاشها بیشتر تحتتأثیر رویدادهای شخصی زندگی و رنجهای زیستۀ عینی و ذهنی خود است، و ازآنجاکه نهادهای رسمی زمانۀ خود را نادیده میانگارد و به باد ناسزا میگیرد، در روزگار خود با بیمهری عجیبی مواجه میشود.
شوپنهاور به دلیل آنکه از نظر مالی نیز متمکن است، با لحنی تندونیز به مرجعیتهای فکری و دولتی زمانه خود میتازد، به هیچکدام گردن نمینهد و خود را در خلوت کتابخانهاش، وقف تبیین «جهانی» میکند که ازنظر او «همچون اراده و تصور» است، و انسانی که غرق در فقر و نکبت حاصل از تفکر متافیزیکی، در اوج بیماری همهگیر و با خوشبختی در سراب آیندهای موهوم میجوید، بیآنکه قادر به درک این نکته باشد که فقط درد ذاتا ایجابی است و همیشه نیز وجود دارد، اما این نیکبختی است که تنها در غیاب آن، تنها در لحظههای کوتاه تلطیف یا تخفیف آن، خودی مینماید و راز خوشبختی یافتن آن لحظات در میان انبوه دردهاست.
تجربۀ ناکامی شخصی در ارتباط درستودرمان با زنان، شوپنهاور را به منتقدی تندوتیز در تعریف مناسبات دو جنس تبدیل میکند، اما نباید از یاد برد که این روند غیاب زنان از فکر فلسفی و ادبیات، در تداوم سنت فکری پیش از او بود که او با تلفیق آن با تجربۀ شخصی و یافتههایش در شرق، به آن لحن و رنگی خاص خود داد.
تأملات هستیشناختی شوپنهاور در باب درد، کسب سعادت و جستوجوی خوشبختی، در جهان سراسر درد، با یاری معنوی اندیشوران پیش از وی، تبدیل به مقولاتی ساده و همهفهم میشوند، که قرارست، بهجای اندرز دادن یا وعدۀ آیندهای ناپیدا و موهوم پیشکشیدن، خواننده را مجهز به شگردهایی در شناخت عینی آن مفاهیم کند.
او در این میان، در لحظات خاص تفکر در خلوت خویش به گونهای خودکاوی و خودشناسی میرسد، و با تأمل در مراحل مختلف زندگی، به تعریفی عینی از مفاهیم پیشتر ذهنی و کلی عمر آدمی و کیفیات آن دست مییابد.
در این رسالهها، مفاهیمی، چون سعادت، خودشناسی، اخلاق، آبروی شهسواری، آبروی عام طبقات مختلف، شرف اجتماعی، اعتبار و شهرت هنری، جایگاه زن و مرد، افراد و سنتها و نهادها و مفاهیم پیشین، از نو تعریف و دستهبندی میشوند، و خواننده نیز به درک خاصی ازآنان در سپهر زندگی میرسد.
شوپنهاور در این رسالات، به پیروی از حکمای باستان، و در رویکرد ویژه به شرق ازجمله به ذن بودیسم، دامنۀ مفاهیم خود را بسط میدهد و با زبان تندوتیز و برنده، و در عین حال سهلوممتنع، خواننده را مجاب میکند که درست است آدمی در جهانی پر از درد زاده شده و سرانجامش نیستی است، ولی میتواند با درپیشگرفتن تدابیر و آشنایی با شگردهایی، لحظاتی از خوشبختی راستین را از آن خود کند و با شناخت مغالطات و پلشتیهای معمول زندگی روزمره، در دام توهمات موهوم آموزگاران اخلاق نیفتد.
از اینرو برخلاف تصور که او را فیلسوفی بدبین میدانند، شوپنهاور واقعبینانهترین فیلسوف است که پیشنهادها و راهحلهایی برای رسیدن به خوشبختی و خودشناسی، برای تعریف زندگی، کیفیات دوران کودکی و جوانی و پیری، در چنته دارد، راهحلهایی عملی که فراتر از موعظه و اندرز ازقضا قابل اجرا هستند. از اینرو، شوپنهاور، هم محبوب فیلسوفان است و هم محبوب فلسفهدوستان و فلسفهخوانان عادی.
شوپنهاور این آثار را بنا به دلایل مختلف، در زمان حیاتش منتشر نکرد. ازاینرو جزء مجموعه آثار چاپشده در زمان حیاتش نیستند، اما بعدها، سالها پس از آن، شوپنهاورشناسانی نظیر فرانکو وولپی و ارنست سیگلر، مصححان این مجموعه، آنها را از روی دستنوشتههای موجود در کتابخانههای فرانکفورت و برلین، با دقتی مثالزدنی تصحیح و بازخوانی و منتشر کردند.
اهمیت این آثار جز موضوعیبودن آن، درواقع پیشگفتارهای راهگشای تصحیحکنندگان آن در آغاز هر رساله است که جایگاه آن اثر و آن مفهوم را در سپهر تفکر پیش از شوپنهاور تا زمان او تبیین و تفسیر میکنند و درعینحال شرح شکلگیری و تدوین رساله و ارتباط آن با آثار دیگرش را بهاختصار بازمیگویند.
جلد بعدی این مجموعۀ کمنظیر «هنر سالخوردگی» است که بهار سال آینده منتشر میشود و در پی آن دو جلد دیگر نیز به همین قلم و در همین نشر منتشر خواهد شد.
۰