تصاویر| ۱۰ فیلم کونگفویی علمی-تخیلی برتر تاریخ سینما؛ از Equilibrium تا Timecop
نکته مشترک این فیلمها آن است که عنصر علمی–تخیلی بیشتر بهانهای است برای ارائه همان اکشن و صحنههای مبارزه کونگفویی که تماشاگران در فیلمهای اکشن و درام این ژانر دوست دارند.
بهترین فیلمهای کونگفویی با طراحی مبارزات بسیار سرگرمکننده و جذابشان شناخته میشوند و وقتی داستانهای علمی–تخیلی با آنها ترکیب میشود، تقریباً هر چیزی ممکن است رخ دهد. این فیلمها با هنرنمایی برخی از بهترین رزمیکاران تاریخ سینما ساخته میشوند؛ چهرههایی مانند جکی چان، دانی ین و جت لی در نقشهای اصلی.
نکته مشترک این فیلمها آن است که عنصر علمی–تخیلی بیشتر بهانهای است برای ارائه همان اکشن و صحنههای مبارزه کونگفویی که تماشاگران در فیلمهای اکشن و درام این ژانر دوست دارند. این شما و این بهترین فیلمهای کونگفویی علمی- تخیلی تاریخ سینما.
بهترین فیلمهای کونگفویی علمی-تخیلی
۱۰. Ultraviolet
۹. Equilibrium
۸. The One
۷. Shin Kamen Rider
۶. Timecop
۵. Alita: Battle Angel
۴. Big Trouble in Little China
۳. Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings
۲. Everything Everywhere All at Once
۱. The Matrix

۱۰- Ultraviolet (2006)
در سال ۲۰۰۶، کرت ویمر نگاه خاص خود به ژانر علمی–تخیلی و طراحی مبارزه را در قالب یک تریلر با بازی میلا یوویچ به کار گرفت. داستان فیلم فرابنفش در میانه قرن بیستویکم رخ میدهد؛ جایی که ایالات متحده تلاش میکند ابرسربازهایی برای نابودی کشورهای جهان سوم بسازد. اما این پروژه بهشدت از کنترل خارج شده و جمعیت زمین به ویروسی مرگبار آلوده میگردد.
افراد آلوده به موجوداتی قدرتمند به نام هموفیج تبدیل میشوند که از انسانها قویتر، سریعتر و باهوشترند، اما طول عمر کوتاهتری دارند. آغاز جنگ انسانها علیه آنها به فروپاشی کشورها و از بین رفتن حقوق انسانی منجر میشود. یوویچ در نقش ویولت، یک هموفیج و عضو مقاومت زیرزمینی ظاهر میشود.
اگرچه منتقدان فیلم را دوست نداشتند، صحنههای اکشن آن با دقت و کیفیت بالایی طراحی و فیلمبرداری شدهاند. ترکیب کونگفو، تیراندازی، شمشیربازی و عناصر دیگر، مبارزاتی اغراقآمیز و پرهیجان خلق میکند که مهمترین نقطه قوت و عامل جذابیت فیلم به شمار میروند.

۹- Equilibrium (2002)
چهار سال پیش از ساخت فرابنفش، کرت ویمر فیلمی حتی موفقتر و جلوتر از زمان خود ساخته بود. توازن یک اثر علمی–تخیلی است که الهام زیادی از داستان کلاسیک «فارنهایت ۴۵۱» نوشته ری بردبری گرفته؛ جهانی که در آن همه کتابها ممنوع شدهاند. در Equilibrium نهتنها هنر، بلکه نمایش احساسات نیز بهطور کامل ممنوع است.
در این جامعه، همه افراد مجبورند داروهایی مصرف کنند که احساساتشان را سرکوب میکند، زیرا حکومت باور دارد احساسات منشأ جنگها و درگیریها هستند. کریستین بیل و تای دیگز در نقش دو مأمور اجرای قانون ظاهر میشوند که وظیفه دارند این نظم را حفظ کنند. اما زمانی که یکی از آنها مصرف دارو را متوقف میکند، بحران آغاز میشود.
آنچه توازن را متمایز میکند، استفاده از «گانفو» است؛ سبکی از مبارزه که سه سال پیشتر با فیلم ماتریکس محبوب شده بود. در واقع، مجموعه فیلمهای جان ویک بعدها بهشدت از تکنیکهایی الهام گرفتند که ویمر در این فیلم کونگفویی علمی–تخیلی به کار برد. توازن علاوه بر داستانی قابلقبول، برخی از بهترین صحنههای اکشن این ژانر را در خود دارد.

۸- The One (2001)
جت لی در برخی از بهترین فیلمهای کونگفویی تاریخ بازی کرده است. یکی از آنها فیلم کونگفویی علمی–تخیلی یکهتاز (یا بیهمتا) است که مفهومی چندجهانی را معرفی میکند. در این فیلم، گابریل یولاو متوجه میشود نسخههای مختلفی از خودش در بُعدهای گوناگون وجود دارند و اگر هرکدام از این نسخهها را بکشد، قدرت بیشتری به دست میآورد. هدف او این است که به عنوان آخرین نسخه زنده بماند و به موجودی شکستناپذیر تبدیل شود.
اما اوضاع زمانی پیچیده میشود که در لسآنجلسِ دنیای کنونی با یک معاون کلانتر روبهرو میشود؛ کسی که بهراحتی تسلیم نمیشود. نکته جذاب این فیلم علمی–تخیلی کونگفویی آن است که جت لی نقش ۹ شخصیت متفاوت را بازی میکند؛ همگی نسخههایی از خودش، اما هرکدام با ویژگیها، رفتارها و خصوصیات شخصیتی منحصربهفرد.
جیسون استاتهام نیز در نقش مأمور یک سازمان چندجهانی در خط زمانی این قاتل در فیلم حضور دارد. در نهایت، حضور جت لی تضمین میکند که صحنههای مبارزه کونگفویی، چه زمانی که با خودش میجنگد و چه با دیگران، در بالاترین سطح اجرا شوند. این فیلم همچنان اثری سرگرمکننده و یکی از نقاط برجسته دوران فعالیت جت لی در سینمای آمریکا در دهه ۲۰۰۰ به شمار میرود.

۷- Shin Kamen Rider (2023)
فیلم شین کامن رایدر که در سال ۲۰۲۳ اکران شد، یک اثر ابرقهرمانی ژاپنی است که به مناسبت پنجاهمین سالگرد مجموعه کامن رایدر ساخته شد. این فیلم سومین بازآفرینی هیدئاکی آنو از یک مجموعه کلاسیک نیز محسوب میشود؛ پس از Shin Godzilla در سال ۲۰۱۶ و Shin Ultraman در سال ۲۰۲۲.
کامن رایدر در اصل یک مجموعه تلویزیونی بود که همزمان در قالب مانگای علمی–تخیلی نیز منتشر میشد. در این داستان، جهان در چنگال یک سازمان تروریستی قرار دارد که توسط اعضای سابق حزب نازی شکل گرفته است. زمانی که یکی از افرادی که آنها به یک سایبورگ جهشیافته تبدیل کرده بودند، پیش از شستوشوی مغزی فرار میکند، او تصمیم میگیرد این سازمان را نابود کند.
در Shin Kamen Rider دو قهرمان، یک مرد و شریک زن او، مأموریت خود را برای نابودی این سازمان شرور آغاز میکنند. این فیلم با امتیاز ۸۹ درصد در راتن تومیتوز، با استقبال منتقدان و مخاطبان روبهرو شد و بهخاطر طراحی مبارزات چشمگیرش مورد تحسین قرار گرفت، هرچند بخش زیادی از اکشن آن حالوهوایی کمیک و اغراقآمیز دارد.

۶- Timecop (1994)
ژانکلود وندام در دهه ۱۹۸۰ نسخه آمریکایی فیلمهای کونگفویی را به اوج رساند و به یکی از موفقترین ستارگان سینمای رزمی و اکشن آن دوران تبدیل شد. در سال ۱۹۹۴، او فراتر از چارچوب فیلمهای اکشن معمول خود رفت و در فیلم کونگفویی علمی–تخیلی پلیس زمان بازی کرد؛ اثری با داستانی خلاقانه درباره سفر در زمان.
وندام در این فیلم در نقش کارآگاه مکس واکر ظاهر میشود؛ مردی که به پلیس بخش سفر در زمان میپیوندد. در این سیستم، سفر به آینده ممنوع بوده، اما بازگشت به گذشته امکانپذیر است؛ هرچند تغییر تاریخ میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. زمانی که رئیس این بخش، از سفر در زمان برای رسیدن به ریاستجمهوری سوءاستفاده میکند، واکر مجبور میشود تصمیمی دشوار بگیرد.
اگرچه فیلم در اصل یک اکشن درجهدو به حساب میآید و در زمره بهترین فیلمهای ژان کلود ون دام قرار نمیگیرد، صحنههای مبارزه آن با مهارت بسیار بالایی اجرا شدهاند؛ موضوعی که با توجه به تواناییهای وندام چندان دور از انتظار نیست. Timecop یکی از آثار قابلتوجه در میان فیلمهای اکشنِ سفر در زمان نیز هست و ایدههای جالبی را برای تماشاگرانی که حاضرند با داستان همراه شوند، ارائه میدهد.

۵- Alita: Battle Angel (2019)
فیلم آلیتا: فرشته جنگ چندین زیرژانر علمی–تخیلی را با هم ترکیب میکند و حاصل آن اثری جذاب و سرگرمکننده است. این فیلم به کارگردانی رابرت رودریگز و تهیهکنندگی جیمز کامرون ساخته شده و در آن، رُزا سالازار در نقش یک سایبورگ ظاهر میشود که پس از پیدا شدن، دوباره احیا شده و سپس وارد رقابتهایی شبیه به رولربال میگردد.
این فیلم که بر اساس مانگایی از یوکیتو کیشیرو ساخته شده، صحنههای مبارزه بسیار خوبی دارد؛ از نبردهای آیندهنگرانهای که در آن آلیتا، جایزهبگیرانی که قصد کشتن او را دارند و دیگر شخصیتها از سلاحهای پیشرفته استفاده میکنند. همچنین این فیلم دارای اکشن رزمی و کونگفویی بسیار جذابی است که پیچش سایبورگی داستان به جذابیت آن میافزاید.
تماشای این فیلم تجربهای لذتبخش است و پس از موفقیت آن، صحبتهایی درباره ساخت دنبالهای برای Alita مطرح شده که اگر به کیفیت قسمت اول باشد، میتواند بسیار هیجانانگیز باشد. با این حال، در حال حاضر طرفداران تنها همین فیلم را دارند که بهتنهایی هم برای راضی کردن دوستداران آثار علمی–تخیلی و کونگفویی کاملاً کافی است.

۴- Big Trouble in Little China (1986)
شاید عجیب به نظر برسد، اما کرت راسل زمانی در یکی از بهترین فیلمهای کونگفویی علمی–تخیلی تاریخ بازی کرده است. جان کارپنتر در سال ۱۹۸۶ فیلم مشکل بزرگ در چین کوچک را ساخت و کرت راسل در آن در نقش یک راننده کامیون به نام جک برتون ظاهر شد که ناخواسته درگیر داستانی کاملاً عجیب و اغراقآمیز از دنیای کونگفو میشود.
داستان فیلم درباره تلاش جک برای کمک به دوستش، وانگ چی (دنیس دان)، است تا نامزد او را در محله چینیهای سانفرانسیسکو، از دست راهزنان نجات دهند. اما وقتی به او میرسند، متوجه میشوند یک جادوگر باستانی به نام دیوید لو پن (جیمز هنگ) قصد دارد او را مجبور به ازدواج با خود کند تا یک پیشگویی باستانی را محقق سازد.
نکته برجسته Big Trouble in Little China این است که جک برتون کاملاً با این فضا آشنایی ندارد؛ ویژگی که بهخوبی با شخصیت کرت راسل در آن دوره از حرفهاش همخوانی دارد. در عوض، این بازیگران آسیایی فیلم هستند که بار اصلی مبارزات کونگفویی را به دوش میکشند و جک با روشهای خشن و ساده فقط سعی میکند به آنها کمک کند.

۳- Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings (2021)
با اینکه بسیاری از طرفداران معتقدند کیفیت دنیای سینمایی مارول پس از Avengers: Endgame افت کرده، این نظر کاملاً درست نیست. در این دوره فیلمهای بسیار خوبی ساخته شدهاند که برخی از آنها نادیده گرفته شدند و یکی از بهترین نمونهها شانگ-چی و افسانهٔ ده حلقه است. سیمو لیو در این فیلم نقش شانگچی، استاد کونگفوی مارول، را بازی میکند.
داستان فیلم درباره شانگچی است که هویت واقعی خود را پنهان کرده تا دور از خانوادهاش، یک زندگی عادی داشته باشد؛ خانوادهای که یک سازمان جنایی بزرگ به نام «ده حلقه» را اداره میکنند. همانطور که طرفداران مارول میدانند، پدر او همان ماندارین واقعی است؛ شخصیتی که پیشتر بهصورت مبهم و کوتاهی در Iron Man 3 معرفی شده بود.
این فیلم صحنههای کونگفوی فوقالعادهای دارد؛ چه در مبارزات شانگچی و چه در صحنههایی که در روستای اسطورهای «تا لو» روایت میشود. حضور یک تیم تقریباً کاملاً آسیایی در بخش کارگردانی و عوامل تولید کمک کرده تا اصالت فرهنگی داستان حفظ شده و نتیجه نهایی به یکی از آثار ارزشمند اما کمتر دیدهشده دنیای سینمایی مارول تبدیل شود.

۲- Everything Everywhere All At Once (2022)
فیلم همهچیز همهجا به یکباره هنگام اکران در سال ۲۰۲۲ به موفقیت چشمگیری دست یافت. این فیلم به کارگردانی دنیل کوان و دنیل شاینرت ساخته شده و میشل یئو در نقش یک همسر و مادر ظاهر میشود که مدیریت یک خشکشویی را بر عهده دارد. با این حال، او زنی است که احساس میکند زندگیاش کامل نیست و در گذشته فرصتها و مسیرهایی را از دست داده است.
همین احساس، داستان را به یکی از بهترین روایتهای چندجهانی در تاریخ سینما تبدیل میکند. اِولین، شخصیت یئو در فیلم، درمییابد که در جهانهای دیگر زندگیهای متفاوتی داشته است؛ زندگیهایی که از نظر ظاهری جذابتر، موفقتر و در عین حال تنهاتر از مسیری هستند که در این خط زمانی انتخاب کرده است. همزمان، نیرویی مرموز نیز وجود دارد که قصد نابودی همهچیز را دارد.
در این فیلم علمی–تخیلی/فانتزی، صحنههای مبارزه کونگفو نقش پررنگی دارند و حضور بازیگری به توانمندی میشل یئو در نقش اصلی باعث شده این بخشها بهخوبی در کنار درام داستانی بنشینند؛ ترکیبی که در نهایت به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم انجامید.

۱- The Matrix (1999)
بهترین فیلم کونگفویی علمی–تخیلی تاریخ در سال ۱۹۹۹ با ماتریکس به سینماها آمد. یکی از عوامل اصلی موفقیت این فیلم، کیانو ریوز بود؛ بازیگری که با این فیلم و بعدها با مجموعه John Wick نشان داد برای واقعی و باورپذیر بودن صحنههای مبارزه، از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. تحقق این موضوع در فیلمی با این سطح از طراحی و هماهنگی مبارزات، کار سادهای نبود.
در همین فیلم بود که واچوفسکیها تکنیک سینمایی معروف به «بولت تایم» را خلق کردند؛ روشی که با کند کردن زمان، صحنههای اکشن را بهصورت اسلوموشن نمایش میداد تا نشان دهد شخصیتها، بهویژه نئو با بازی ریوز، قادرند حرکت گلولهها و سلاحها را ببینند و به آنها جاخالی دهند.
این فیلم نگاه سینما به ژانر علمی–تخیلی را بهطور کامل تغییر داد و موجی از آثار تقلیدی را بهدنبال داشت که هیچکدام نتوانستند به سطح خلاقیت و تأثیرگذاری آن نزدیک شوند. در نهایت، The Matrix همچنان یکی از بهترین فیلمهای علمی–تخیلی تاریخ و در عین حال، یک فیلم کونگفویی درخشان به شمار میآید.
منبع: روزیاتو